اعتیاد ؛ چرا اعتیاد یک بیماری مغزی مزمن شناخته می‌شود؟

اعتیاد

اعتیاد بیماری است یا مشکلی رفتاری است؟ اعتیاد هر چه که باشد، بلایی خانه‌مان‌سوزن است. پس باید تحقیق و پژوهش درباره آن بیشتر و بیشتر صورت بگیرد. گروه‌هایی از محققان روی مقوله پیچیده و شایع اعتیاد تحقیق کرده‌اند و نتایجی گرفته‌اند که برای رهایی از این مشکل اساسی در زندگی میلیون‌ها آدم در کره‌ زمین کاربرد دارند.

به زعم عده‌ای از کارشناسان، اعتیاد پیش از آنکه مشکلی رفتاری باشد، مشکلی مغزی است. انجمن پزشکی اعتیاد آمریکا (ASAM) در سال ۲۰۱۱ تعریف تازه‌ای از این موضوع عنوان کرد که دانستن آن خالی از لطف نیست. در ادامه از همه اینها برای‌تان خواهیم گفت. با ما همراه باشید.

اعتیاد چیست و چه تعریفی دارد؟

اعتیاد

انجمن پزشکی اعتیاد آمریکا می‌گوید، این موضوع بیماری مزمن و قابل‌درمانی است که در آن ارتباطات پیچیده‌ای میان ژنتیک، مدارهای مغزی، محیط و تجربه‌های شخصی افراد وجود دارد. افراد درگیر با این بیماری رو به مصرف مواد مخدر یا ابراز رفتارهایی می‌آورند که برای‌شان عواقب ناخوشایندی دارد.

گروهی ۸۰نفره از متخصصان به‌مدت ۴سال روی مقوله اعتیاد کار کردند تا به تعریف فوق برسند. نتایج این پژوهش‌ها نشان می‌داد که این موضوع مشکلی است که ریشه در عصب‌شناسی مغز دارد.

اعتیاد سیستم پاداش‌دهی مغز را تغییر می‌دهد

اعتیاد سیستم پاداش‌دهی مغز را تغییر می‌دهد. انگیزه، حافظه و بخش‌هایی از مدار مغزی را که مرتبط با این عناوین هستند از حالت عادی خارج می‌کند و در عوض عادات و رفتارهای ناسالم را جایگزین روند عادی سیستم پاداش‌دهی مغزی می‌کند.

سیستم پاداش‌دهی مغزی برای معتادان چنان تغییر می‌کند که پاداش‌های سابق در حلقه وابستگی‌های اعتیادگونه، دیگر اثرگذاری سابق را ندارند. هرچند که مغز برای رسیدن به رضایت وابسته به مواد یا انجام رفتارهایی خاص می‌شود اما به‌مرور این پاداش‌ها هم ارزش خودشان را از دست می‌دهند.

در واقع، انسان تجربه‌ای را که با رضایت همراه باشد، یاد می‌گیرد و به آن عادت می‌کند. پس اگر محرکی بتواند پاداش به‌وجود بیاورد در حافظه انسان پررنگ و قوی می‌شود و رفتارهایی برای کسب مجدد آن تجربه در فرد شکل می‌گیرد. معتادشدن به بعضی چیزها موجب می‌گردد که محرکی لذت‌بخش در زندگی پیدا شود و رفتاری جست‌وجوگر برای یافتن مجدد آن تجربه اعتیادآور به‌وجود بیاید. در واقع اعتیاد به چیزی خاص و رسیدن به آن، تحریک‌کننده مرکز پاداش مغز می‌شود.

کنترل تکانه‌ای در اعتیاد تغییر می‌کند

کنترل تکانه‌ای به معنای مقاومت در مقابل انگیزه‌ای است که برای خود یا دیگران خطر دارد اما بعد از تحققش لذت به‌همراه می‌آورد. اما معتادشدن روی قشر پیشانی مغز اثر می‌گذارد و در نتیجه، قضاوت و توانایی مدیریت کنترل تکانه‌ای تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد. قشر پیشانی در مهار تکانش‌گری و تاخیر در ایجاد رضایت نقش دارد اما با وجود اعتیاد این بخش دیگر به‌درستی کار نخواهد کرد.

ویژگی‌های معتادشدن به چیزهای مختلف چیست؟

بنا به تعریف انجمن پزشکی اعتیاد آمریکا، ویژگی‌های اعتیاد به شکل زیر است:

  • ناتوانی در جلوی خود را گرفتن و کنترل رفتارها و واکنش‌های اعتیادگونه.
  • میل و اشتیاق زیاد برای دریافت پاداش مغزی موهوم و جعلی که مواد یا وابستگی‌های دیگر ارائه می‌دهند.
  • ناتوانی در درک مشکلات موجود در رفتار و روابط خود.
  • تغییر و ایجاد نقص در پاسخ‌های عاطفی و واکنش‌های احساسی.

فرد معتاد باوجود تمام مشکلاتی که به‌‌خاطر رفتار و واکنش‌هایش می‌بیند، توانایی تغییر ندارد. ضمن اینکه حتی بعد از دوره‌ای طولانی از بهبودیافتن از اعتیاد هم امکان دارد که دوباره به دوران بد قبلی بازگردد.

پیشنهاد میکنیم این مقاله را بخوانید: اعتیاد چیست: مشکل آزار دهنده ای که در همه دنیا رایج است

مشکلات قضاوت و عدم کنترل تکانش‌ها چیست؟

نمود رفتاری ناشی از فقدان توانایی کنترل تکانه‌ها از سوی معتاد به شکل زیراست:

  • درگیری شدیدتر با اعتیاد و از دست‌دادن کنترل خود در رفتارهایی که ناشی از وابستگی است.
  • کم‌کاری و عملکرد ضعیف در مدرسه و دانشگاه یا محل کار هم از نتایج دیگر اعتیاد است.
  • دامنه چیزهایی که فرد به آنها اعتیاد پیدا می‌کند، مدام گسترده‌تر می‌شود. مثلا علاوه بر اینکه به الکل اعتیاد دارد، باید حتما هم از برندی خاص این ماده را مصرف کند.
  • فرد مبتلا باوجود پذیرش مشکل هم آمادگی گرفتن کمک از دیگران برای ترک را ندارد.

اعتیاد روی مسائل شناختی هم اثر می‌گذارد

اعتیاد

تغییرات شناختی ناشی از معتادشدن به شرح زیر است:

  • شیفتگی و وابستگی افراط‌گونه به ماده مخدر یا هرچیز دیگری که فرد به آن وابستگی پیدا کرده است.
  • باورنداشتن این موضوع که مشکلات و عواقب اعتیاد دامان فرد را گرفته است. یعنی معتاد این موضوع را کتمان می‌کند.

نکته

معتادشدن روی احساسات فرد هم اثرات نامطلوب می‌گذارد. برای مثال، افزایش میزان اضطراب، بی‌نظمی، استرس و دشواری در یافتن احساسات مناسب برای هر موقعیت از جمله مشکلاتی است که این بیماری در زندگی افراد به‌وجود می‌آورد. در تعریف جدید اعتیاد سعی شده که به جای بررسی رفتارهای معتاد به آنچه در درون مغزش رخ می‌دهد، پرداخته شود.

در آخر

در گذشته، بنا به تعاریف قدیمی اعتیاد از مواد و چیزهایی برای ترک استفاده می‌شد که خودشان می‌توانستند در ادامه بدل به جایگزینی برای وابستگی قبلی شوند. اما بنا به تعریف جدیدی که مطرح می‌شود، برای ترک باید تمام جوانب را در نظر گرفت. باید طوری درمان را پیش بگیرید که تمام چیزهایی که می‌توانند مجدداً موجبات وابستگی فرد را فراهم کنند از زندگی‌اش حذف شوند. در واقع، با مطالعه مغز افراد این نتیجه‌گیری وجود دارد که روش‌های مختلف و متعددی نسبت به گذشته‌ها برای ترک کاربرد دارند.

البته هیچ‌یک از مطالعاتی که در حیطه اعتیاد صورت گرفته، نقش اراده و رفتار فرد در وابسته‌شدن به چیزهای مختلف را نادیده نمی‌گیرند. یعنی اگرچه معتادشدن یک بیماری به‌شمار می‌رود اما خود فرد معتاد در مبتلاشدن به آن نقشی مستقیم دارد و مسئول این وضعیت است.

برگرفته از: https://www.verywellmind.com

نیلوفر شهدوست

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • شما میتوانید سوالات و دیدگاههای خود را با تکمیل قسمتهای زیر برای ما بفرستید تا بنام شما منتشر گردد.
  • آدرس ایمیل شما به هیچ عنوان منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاهها و نظرات شما برای ارتقاء کار سایت مشاوره آنلاین HiExpert ارزشمند می باشد...
دیدگاه‌ها

*
*