نگاهی به میراث ایشمن

شاید باور این مطلب قدری دشوار باشد که آدولف ایشمن افسر عضو اس اس در سال 1962 در اورشلیم به دلیل جنایات جنگی اعدام گردید تاثیر بسزایی در شکل گیری جریانات علوم رفتار، روانشناسی و نوروساینس داشته است.

 

ایشمن بعد از جنگ جهانی با نام مستعار به آرژانتین گریخت تا انکه در سال 1960 توسط سرویس امنیتی اسراییل ربوده شد و برای محاکمه به اورشلیم منتقل گردید.

شخصیت ایشمن و ادعای او مبنی بر این که صرفاً یک عنصر فرمانبر و مطیع اوامر بود-ادعایی که بعد ها توسط هانا ارنت در کتاب “ایشمن در اورشلیم” و مطرح ساختن مفهوم ابتذال شرارت(BANALITY OF EVIL) جهانی و مشهور شد الهامبخش محققی جوان بنام استانلی میلیگرام گردید.

 

میلیگرام بین سالهای 1960-1963 در مجموع 16 ازمایش بر روی 780 نفر از شهروندان داوطلب بعمل اورد.

نتایج آزمایش های او حاکی از ان بود که افراد کاملاً طبیعی بدون سابقه ی اختلالات رفتاری بواسطه ی قرار گرفتن در شرایط خاص و تحت فرمان براحتی قادرند به افراد بی گناه و بی تقصیر شوک های الکترکی درد ناک وارد نمایند.

 

به بیان دیگر رفتار خشن و پرخاشگرانه بیش از انکه ناشی از ذات و حشیانه افراد باشد، برخاسته از اقتضای محیط و تاثیر دیگران است.

آزمایش های میلیگرام به اعتراف اکثریت صاحب نظرییان مشهورترین ازمایش تاریخ روانشناسی بر روی انسان ها شناخته می شود و هیچ کتاب درسی در حوزه ی علوم رفتاری و روانشناسی وجود ندارد که به ان اشاره نکرده باشد.

نگاهی به میراث ایشمن

در ده شصت میلادی یافته های میلیگرام و محقان هم عصر او و همزمان اشتغال ذهنی جهان با شخصیت و دادگاه ایشمن
به رویکردی دامن زدند که به رویکرد”موقعیت گرا یا SITUATIONIST” مشهور است.

بر اساس این دیدگاه رفتار و صفات انسان ها بیشتر از انکه متاثر از نوعی ذات یا ماهیت درونی باشد ناشی از شرایط محیطی است و اصولا عنصری پایدار وثایت در هر فرد انگونه که تصور می شود وجود ندارد.

 

بنابراین تلاش برای تبیین تیپ های شخصیتی و ذات های فردی ره به جایی نخواهد برد و به تبع آن جستجوی مبانی بیولوژیک و ژنتیک برای این امر نیز عقیم خواهد ماند.

بیشتر تفاوت های فردی تعلق به گروه های خاص اجتماعی و همانند سازی با الگو های مهم و قدرتمند اجتماعی است و نورو ساینس بهتر است بجای تلاش برای تبیین ماهیت صفات اشخاص مانند پرخاشگری، مسولیت پذیری، برونگرایی،صداقت،پشتکار و.. به چرایی پذیرش قالب های خاص، فرمانبری و فرو رفتن در نقش های اجتماعی بپردازد.

 

میلیگرام در کتاب”اطاعت از اثوریته”به نوعی به این مطلب اشاره می کند که تنها رهبری نوک هرم است که نیازمند تفسیر روانشاسی اختصاصی و مجزا است و رفتار اجزا اان پرتویی از نوک هرم بوده و ماهیتی مشابه دارد.

او مکرر از مثال ایشمن یاد می کند که صفات فردی وی برای توضیح جنایت های او کفایت نمی کند و تنها از راه درک نقش پذیری او از مقامات و اطلاعت از فرامین است که معمای جنایتکارانه او قابل فهم است.

 

رویکرد موقعیت گرایی بریا تفسیر رفتار انسان تحت تاثیر رشد سریع و شدید تفکر زیستی تا حدی طی دهه ی 70 تا سال های اهر قرن بیستم کمرنگ گردید.

اما طی سال های اخیر خوشبختانه علوم اعصاب مجدداً به مطالعه عواملی چون اطاعت، اتوریته، همرنگی، تاثیر پذیری اجتماعی،طرحواره های جمعی، سرایت رفتار،الگو پذیری و .. علاقه بیشتری نشان داده است.

 

نویسنده و گردآوری متن : علی صالحی

سامانه مشاوره آنلاین HiExpert

مقالات پیشنهادی